دیپلماسی ورزشی برای وتوی پروژه تعلیق/ وقتی باورهای غلط رنگ می بازند

چالش رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی؛ حل معما در “نه” ۹۶ درصدی سازمان ملل

رای ۹۶ درصدی مجمع عمومی سازمان ملل در محکوم کردن پایتختی قدس برای اسرائیل نشان داد تا چه حد زمینه یارگیری در بین اعضا مهیاست و ایران از چه پتانسیلی برای به دست گرفتن لیدرشیپ این جریان برخوردار است.

به گزارش میدان نیوز، طی ماه های گذشته بحث رویارو نشدن ورزشکاران ما با حریفان اسرائیلی وارد مرحله تازه ای شده است. بخشی از افکار عمومی گفتمان رسمی نظام مبنی بر مخالفت با مشروعیت این رژیم غاصب کودک کش و احترام به خون شهدا را قانع کننده نمی داند و بیانیه بی سابقه و هشداردهنده رسول خادم رئیس فدراسیون کشتی ایران نیز نشان از به چالش کشیده شدن موضعی دارد که از سال های ابتدایی انقلاب جزو خطوط قرمز محسوب شده اند: “دیگر نمی توانیم گواهی پزشک تهیه کنیم. دیگر نمی توانیم به حریف پیشین ببازیم. باید با رفتاری صادقانه، در مواجهه با حریف رژیم اشغالگر قدس، براساس سیاست های ابلاغی کشورمان، رسماً  از رویارویی  با آنها خودداری ورزیم و صادقانه  تبعات ناشی از آن را بپذیریم … بگذارید بدون منت کشی از دیگران، با حفظ عزت، صادقانه تعلیق شویم و یا اگر معتقد نیستید، حداقل حرف جدیدی بزنید.”

بگذارید که در ابتدا با گفتمانی خارج از عرف رسمی معمول و از دید یک ناظر پاسخ به یک سری از باورهای اشتباه و شبهاتی را بدهیم که این روزها در فضای مجازی به وفور یافت می شوند:

*سازمان ملل اسرائیل را به رسمیت شناخته پس فدراسیون های جهانی ملزم هستند همه کشورها را مجاز به شرکت در رقابت های رسمی ورزشی بدانند

اینطور نیست. فدراسیون های جهانی آئین نامه ها و قوانین خودشان را دارند. به عنوان مثال تعداد اعضای فیفا بیش از تعداد کشورهای عضو سازمان ملل است یا آفریقای جنوبی که در عین عضویت در سازمان ملل، ۷ دوره المپیک (از ۱۹۶۴ توکیو تا ۱۹۹۲ بارسلون) از شرکت در رقابت ها محروم شد. یا چرا راه دور برویم همین اسرائیل که از کنفدراسیون فوتبال آسیا اخراج شد و بعد از سال ها سرگردانی تحت قیمومیت یوفا قرار گرفت.

*ایران تنها کشوری است که از رویارویی با ورزشکاران اسرائیلی سر باز می زند

ایران تنها کشوری است که از طریق مراجع رسمی حکومتی، تحریم ورزشی اسرائیل را تبلیغ، تشویق و اجباری معرفی کرده ولی کشورهای زیادی مثل الجزایر، عربستان سعودی، مصر، لبنان … بدون اعلامیه های دولتی و در سکوت همین سیاست را البته با نرمش بیشتر دنبال کرده اند تا از تیررس تهدیداتی چون محرومیت ورزشکار یا تعلیق فدراسیون به دور باشند.

*عدم مبارزه با اسرائیل جز ضرر چیزی عاید ایران نمی کند در حالی که آنها با حذف ما بیشترین سود را می برند

این سیاست به لحاظ ورزشی هزینه بر بوده است. خصوصا اینکه موضع انفعالی هیئت های ایرانی حاضر در مجامع ورزشی از ترس تنبیهات، موجب تضعیف قدرت و وزن نمایندگان ایران در اینگونه مجامع گشته است. اما سود اسرائیل محدود به همان نتیجه بازی است. در بعد ورزشی اشاعه ایده تحریم ورزشی اسرائیل در بین اعضا با توجه به اشتراکات حقوقی با مورد سال های آپارتاید آفریقای جنوبی، مانند یک شمشیر داموکلس خطری است که همواره این رژیم را تهدید می کند. از جنبه سیاسی هم اشاعه و تبلیغ جنبش های جهانی تحریم اسرائیل یا خنثی کردن عملیات آپارتایدشویی و رسوا کردن تصویر Fair Play و جوانمردانه ای که این رژیم بر روی آن سرمایه گذاری کرده، هزینه های زیادی را بر دوش آنها می گذارد و اگر بیلان نهایی برای اسرائیل مثبت بود، نخست وزیرش روبروی دوربین از ملت ایران تقاضا نمی کرد “با ما کشتی بگیرید”.

*اگرچه ایران، اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد ولی از نظر اکثر کشورها اسرائیل عضوی است مانند دیگر اعضای سازمان ملل

دهها قطعنامه شورای امنیت (با وجود حق وتوی متحدین اسرائیل) و صدها قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل، اسرائیل را به عنوان کشوری اشغالگر معرفی کرده است که حتی خود را ملزم به رعایت ابتدایی ترین حقوق شهروندان سرزمین های اشغالی هم نمی داند. دهم نوامبر سال ۱۹۷۵ مجمع عمومی سازمان ملل در نشستی که با موضوع آپارتاید آفریقای جنوبی و اسرائیل داشت، از صهیونیسم به عنوان “نوعی نژادپرستی و تبعیض نژادی” نام برد. آخرین گزارش این سازمان در خصوص ماهیت نژادپرستانه صهیونیسم به کمتر از یک سال پیش (مارس ۲۰۱۷) برمی گردد که کمیسیون اقتصادی و اجتماعی آسیای غربی سازمان ملل (CESAO) برای اولین بار از طریق یک تحقیق علمی و دقیق نشان داد که اسرائیل یک رژیم آپارتاید را بر مجموعه ملت فلسطین تحمیل کرده است.

*مسئله سیاست از ورزش جداست

صرف نظر از اینکه این گزاره در عمل چقدر به واقعیت نزدیک است، در مقوله صرفا ورزشی، نهادهای ورزشی بین المللی با چالش های حقوقی بنیادین مواجه اند. اسرائیل در شهرک های در حال ساخت در سرزمین های اشغالی، استادیوم فوتبال، لیگ بسکتبال، والیبال …  و هیأت های فدراسیونی مربوطه را دارد که درِ آن به روی مالکان زمین ورزشگاه و بومیان بسته است. به مسئولان ورزشی فلسطین اجازه خروج داده نمی شود، ورزشکاران شاغل فلسطینی در کرانه باختری حق عبور و مرور آزاد به نوار غزه و بالعکس را ندارند، تجهیزات ورزشی آنها مصادره می شود. در حالی که آن طرف قضیه بازیکن بسکتبال اسرائیل با افتخار عضویت خود در ارتش اسرائیل را اعلام می کند. در این شرایط چه تفاوتی است بین بازی با تیم بسکتبال اسرائیل و بازی با تیم راگبی آفریقای جنوبی زمان آپارتاید؟

*ایران کاسه از آش داغ تر است چون فلسطینی ها خودشان مخالفتی با بازی در برابر ورزشکاران اسرائیلی ندارند

محمود عباس که دوره ریاست قانونی اش در تشکیلات خودگردان از سال ۲۰۰۹ به اتمام رسیده، بدون انتخابات همچنان در مجامع بین الملل و مذاکرات صلح با اسرائیل، این تشکیلات را بر اساس مدل دو دولت (فلسطین-اسرائیل) نمایندگی می کند. مدلی که از ابتدا مورد تقبیح جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و روز به روز پوشالی بودن این پروژه به جهانیان ثابت شد تا اینکه می توان گفت شناسایی قدس به عنوان پایتخت اسرائیل از سوی آمریکا، آخرین میخ را بر این تابوت کوبید. همه نظرسنجی ها نشان می دهد که اکثریت قاطع فلسطینی ها مخالف راه حل دو دولت هستند. در طول این سال ها، تشکیلات خودگردان نمی توانست درعین حال هم پای میز مذاکرات صلح بر روی مدل دو دولت بنشیند و هم فراخوان تحریم اسرائیل را بدهد.

اما جامعه مدنی فلسطین از سال ۲۰۰۵ جنبشی را تحت عنوان (BOYCOTT, DESINVESTISSEMENT, SANCTIONS) یا BDS بر اساس تجربه آپارتاید در آفریقای جنوبی و با هدف محاصره اقتصادی، جلوگیری از سرمایه گذاری و تحریم مبادلات فرهنگی، علمی و ورزشی با رژیم صهیونیستی  در شهر رام الله سازمان دهی کرد. جنبشی که امروز مورد حمایت ۱۷۱ سازمان غیرحکومتی فلسطینی است و در سرتاسر جهان شعبه دارد. تحت فشارهای ناشی از حامیان این جنبش، اتحادیه اروپا مجبور به تجدیدنظر در روابط تجاری خود با اسرائیل شده و ممنوعیت ورود کالاهای تولیدی در مناطق اشغالی و برچسب و بارکد اجباری محصولات اسرائیل جهت آگاهی مصرف کنندگان از مبدا محصولات همراه با انصراف برخی بانک ها و سرمایه گذاران خارجی از جمله موفقیت های این جنبش بوده و با حمایت بسیاری از هنرمندان و شخصیت های علمی و فعالان اجتماعی چون دسموند توتو برنده جایزه صلح نوبل از آفریقای جنوبی مواجه شده است. در سال های اخیر کمتر تیم ورزشی اسرائیلی است که در سفرهایش به اروپا با اعتراض و تظاهرات حامیان این جریان روبرو نشده باشد. این جریان و قاطبه ملت فلسطین سیاست جمهوری اسلامی ایران و همه ورزشکارانی که از مقابله با حریفان اسرائیلی انصراف داده اند را ارج نهاده و از آنها تجلیل می کنند.

*آیا ایران باید سیاست ورزشی خود را در قبال اسرائیل تغییر دهد؟

از آنجایی که جریمه ورزشکاران یا تعلیق فدراسیون هایی که تا کنون اسرائیل را تحریم کرده اند موجب باز شدن پرونده ای می شود که ابعاد آن یعنی جنجال و سرو صدای اعتراضات، نه به نفع اسرائیل تمام می شود که از کلمه “تحریم” وحشت دارد، نه مسئولان فدراسیون های جهانی که هر روز شکایتی جدید از رفتارهای غیرانسانی این رژیم دریافت می کنند و نه کشور تحریم کننده، لذا با وجود ده ها مورد انصراف از این نوع، تا کنون هیچ فدراسیونی کارش به تعلیق کشیده نشده و به نظر می آید راه حل ارائه یک گواهی پزشکی صوری، رضایت همه طرف ها را برآورده کرده است. اما اگر حرف های اخیر نماینده ایران در اتحادیه جهانی کشتی را باور کنیم، ادامه این رویه غیرممکن است.

در این صورت واضح است که دو راه بیشتر نمی ماند: یا می باید با یک تجدید نظر کلی در سیاست ها روی تشک با حریفی (احتمالا سربازی کودک کش) دست بدهیم یا همانطور که رسول خادم گفته “رسما از رویارویی  با آنها خودداری ورزیم و صادقانه تبعات ناشی از آن را بپذیریم”.

اگر مسئولان نظام راه اول را انتخاب کنند که هیچ، ولیکن اگر قرار باشد رسما انصراف دهیم، آنوقت برخلاف تعبیر رسول خادم قرینه “کرسی خواهش-انفعال”، چه در فدراسیون های جهانی و چه در کمیته بین الملل المپیک “کرسی عدم تفاهم-تفاوت افکار” نیست بلکه کرسی است که می باید در جهت بسیج دیگر اعضا در بیرون راندن این رژیم منحوس از مجامع ورزشی فعال شود. رای ۹۶ درصدی مجمع عمومی سازمان ملل در محکوم کردن پایتختی قدس برای اسرائیل نشان داد تا چه حد زمینه یارگیری در بین اعضا مهیاست و ایران از چه پتانسیلی برای به دست گرفتن لیدرشیپ این جریان برخوردار است. اتخاذ چنین سیاستی مطمئنا وزن هیئت های ایرانی را در مجامع ورزشی جهان بالا خواهد برد. فراموش نکنیم که آیین نامه سازمان های جهانی ورزشی مثل کمیته بین الملل المپیک با سازمان ملل متحد یک تفاوت اساسی دارد: هیچیک از اعضا از موهبت حق وتو برخوردار نیست.

انتهای پیام/فارس

Go to TOP